تبليغاتX
بهشت زهرا - یک اتفاق ناگوار ! (وحید)

بهشت زهرا

آماده ی پذیرایی از اموات گرامی شماست

HOMEPAGE

E-MAIL

BLOGSKIN

سلام !
راستش قرار بود ادامه ی مطلب مصطفی رو بنویسم . اما خب ! اگه بدونین واسه این که این کارو انجام ندم مصطفی به کجاهای من آویزون شد در این باره سوالی نمی کردین ! از ایمیل گرفته تا ....!!!
و اما !
این که ما خیلی وقت یه بار اینجا رو آپ می کنیم و شما هی میاین میگین چرا ، مثه اینه که شما خیلی وقت یه بار میاین سر میزنین ! اما کسی به شما میگه چرا ؟!! پس بهتره اگر ( توجه کنین : « اگر » ) میخواین اینجا باز هم هر هفته آپ بشه بهتره زود به زود به اینجا سر بزنین و نظراتتونو درباره یوسف به ما بگین !!!
.
.
.
.
.
۱۷ سال پیش همه ی انسان ها در صلح و صفا و آرامش زندگی می کردند . عین آدم صبح خروس خون میرفتن سر کار و تا بوق سگ با هم دیگه سگ دو میزدن سر یه لقمه نون . گرچه سخت بود . اما خب ! برای گذران زندگی همین کافی بود و کسی برای پول در آوردن به شغل فــ...(بوقـــــــق)..ــشگی روی نمی آورد . خلاصه هوا خوب بود و آلودگی - مالودگی وجود نداشت و...
اما هیچ وقت یک جریان خوب در جامعه بشری تداوم پیدا نکرده و آخرش یه گندی بالا میاد و همه چیز به هم می خوره . خب طبیعیه ! چون ماه پشت ابر نمی مونه !! ( حتی اگه بدونه خیلی بی ربطه !! )
بله ! و اون اتفاقی که نباید میفتاد... افتاد...
نه ! خیالتون راحت ! دوران دایناسورها گذشته و خبری از اورانگوتان و بقیه بر و بچز نیست... به دوران ایکس من و ماتریکس و غیره و ذلک هم نرسیدیم . اما بعضی وقتا تحولی میتونه رخ بده که علی رغم بی اهمیت بودنش همه ی اوضاع رو به گند بکشه !!!
مثل تولد همین رفیق ما !
بله ! یوسف رو می گم !!!
البته یوسف چون هنوز در دوران همون تیرانازاروس و ... سر میکنه و در اون زمان هم این قرتی بازی ها رسم نبود ، زیاد به این موضوع اهمیت نمیده که تقریبا ۵ روز از تولدش گذشته و من تازه امروز دارم ....
البته من خیلی زور زدم که دیگه حد اقل واسه ی این ضایعه ی اسفبار مطلبی ننویسم و خودمو به کوچه ی علی چپ بزنم . اما خب ! چه کنیم که نشد و آخرش هم ...
و همون روز مربوطه (روز حادثه رو عرض می کنم !!!) به تلفن همراه ایشون (موبایل سابق) زنگیدم و ضمن تبریک به خودش به مناسبت اینکه یک سال دیگه هم خودش رو به زمینی ها قالب کرد ، به خانواده ش تسلیت گفتم و از خداوند منان برای تحمل کنندگان این واقعه صبر جزیل خواستاریدم !!

+ نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 20:3 توسط وحید |