تبليغاتX
بهشت زهرا

بهشت زهرا

آماده ی پذیرایی از اموات گرامی شماست

HOMEPAGE

E-MAIL

BLOGSKIN

سلام !!

راستش اینجا یه اتفاقاتی حول محور دوست عزیز و گرام ما در قدیم الایام و دشمن معلوم الحال ما در عصر اکنون که هر دو یکنفر هستند در حال وقوع بود و هست که بروبچز این وبلاگ رو بسیار نگران کرده و دست و دل ما رو حسابی لرزونده !!! (اوه اوه... آها... بیا !!!)
و این فرد کسی نیست جز مصطفی هویلچ...
البته برای آگاهی بیشتر شما یکی از دوستان مجهول الهویه ما در رابطه با زندگی فرد مذکور اطلاعاتی جمع آوری کرده که ما از ایشون ممنونیم . اما لازم دیدیم که اطلاعات خودمون رو هم در اختیار عموم شما شهروندان عزیز قرار بدیم تا شما رو با چهره ی این گرگ انسان نمای جا نماز آبکش اسب صفت دیو سیرت مواجه کرده باشیم...!! برای کسب اطلاعات بیشتر ما را تا ادامه ی این مطلب همراهی کنید...!!! (آقا بریم وله...!)

خیلی خب !

نام : محمد مصطفی هویلچ
شهرت (لقب) : هویـــــــــج دارای سیبیـــــــل
جنسیت : مجهول (البته نوعی مو به نام سیبیل روی صورت این شخص دیده شده که البته برای همه ی گربه ها معمول است )
غذا : علف خوار
نام علمی : Havvij Sibilooo
مکان زیستندگی (زندگی) : آخر اسفالت...لشکر...ملاشیه...کوت عبدالله...خروسیه...گاو میش آباد ( شایان ذکر است گونه ی عجیب و غریبی از این موجود در حواشی صحرای کالاهاری یافت شده بود که بحمد الله منقرض شد )
این موجود جز پستاندارهای نادر روی زمین است که برای اولین بار در منطقه ای در شهر اهواز از زیر بته ی توت سمی بعمل آمده و رشد کرد...!!! (چی میگه)
البته همون طور که در بالا ذکر کردیم نمونه ای از این جانور در صحرای کالاهاری و هم چنین سواحل ماداگاسکار هم یافت شده .
غذای این موجود علف و یونجه می باشد و با وجود اینکه در کل به گربه سانان شباهت دارد دارای دو دندان صاف و بلند در جلوی دهان مبارکشان هستند که من اصلا لازم نمی دونم بگم شبیه چی شده...!!!
موجودی بسیار موذی ، با چهره ای غلط انداز (بلکه هم یه چیز اونورتر) ، خرخون (عذر میخوام ، منظورم زیاد خون بود...نه نه ، فوق العاده خون . میدونی ؟!) که اغلب صبحها به مدرسه و شبها به زبانکده ، صبحها به زبانکده و شبها به مدرسه یا بالعکس... میره . کلا با خونه مخالفه...
همونطور که گفتم این موجود بسیار موذی و آب زیر کاه است . لذا سایر القاب و اوصاف و وصله ها هم بهش می چسبه . (حتی شما دوست عزیز) مثل خر ، گاو ، بی تربیت ، بی شعور ، ......ش ، .......ـی ، حتی گاهی اوقات بی ادب . و البته در مواقع بسیار خاص ـ که بین علما اختلاف هست که کِی ؟ ـ گاز هم میگیره... بله ! درست شنیدید...!!!
و حالا ما متنی که بین ایشون و خانوم ایرانیان ویکتوری (!!!) در یک مکالمه ی تلفنی رد و بدل شده برای شما میاریم که بفهمید عمق فاجعه چقدر عمیقه (!!!) :

دیررررررررررینگ...دیررررررررررینگ ( از این گوشی ها که با ذغال سنگ کار می کنه !!! اینا خط ثابتشون اعتباری هم داره !!! )...
موجود مورد نظر گوشی را بر میدارد :
م ( موجود مورد نظر ) : سلام علیکم و رحمة الله و برکاته ! خواهر یا برادر دینی گرامی... امرتون رو بفرمایید (بوق ق ق ق ق ق ق ق...)
ای ( ایرانیان ویکتوری ) : سلام ! خوبی...؟ چططوری ؟! (به تشدید طا)
م : وووووووی خانوم نگو اینطوری من یه جووووووری میشم (!!!) عذر میخوام ! ببخشید . شما ؟
ای : من خانوم ایرانیان ویکتوری ساکن اهواز هستم و اصلا هم قصد ازدواج ندارم ! میدونی ... آخه اختلاف سنی مون زیاده...! نه اصرار نکن... خب حالا که اصرار میکنی یه قرار میذار.......
م : آرام آرام آرام آرام...! چته خواهر !! چرا تند میری...؟!! من که شما رو نمی شناسم... اصلا شما شماره ی منو از کجا آوردین ؟ خجالت بکش... حیا کن... بس است شرارت !!!
ای : شراره رو بیخیال خودت چیططوری ؟!!
م : استغغغغغغفر الله ربی...! بیخیال ! عذر میخوام . بدون خیال باشید . این حرفا چیه . شراره چیه خانوم (چیه ؟؟؟؟!!!) این وصله ها به ما نمی چسبه ...
در این حال مامان مصطفی میگه : پسرم با کی حرف میزنی ؟!
م : هیچی حاج خانوم (!!!) با آقای سرابی هستم !!!
ای : بیا با هم قرار بذاریم تو رو خدا ! آفرین !
م : برو بچه ! برو با بزرگترت بیا ! گفتم که ما اهل این حرفها چی ؟ نیستیم !
ای : خب آدرس بده بیام خونتون...!!
م : د بیا !!! عذر میخوام ! دهه ! شما قدوم نورانی تون رو بذارین اینجا که ابوی گرام که تکنسین شرکت نفته و فلان بخش کار می کنه و اینقدر حقوقشه قدوم مبارکش رو تا ته می کنه تو ........ من !!! عذر میخوام در با......ن من !!!
ای : خب تو بیا خونه ما !
.....
ادامه ی داستان در قسمت بعد....

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 21:3 توسط وحید |