تبليغاتX
بهشت زهرا

بهشت زهرا

آماده ی پذیرایی از اموات گرامی شماست

HOMEPAGE

E-MAIL

BLOGSKIN

وقتی مطلب یوسف رو خوندم ، اونقدر خوشحال شدم که در پوست خودم که هیچی !! در پوست هیچ ملتی جای نمی گرفتم !! چون متعاقبا من هم باید درباره ی اساتید هنرستانمون می نوشتم ، لذا این تنها راهی بود که می شد من به همه ی شماها بگم که چه نوابغی تو مدارس اهواز تدریس می کنن !!!

نکته مهم : چون من اسم همه ی دبیرامونو نمی دونم همشونو  با اسم منصور به صورت پیش فرض محیط ویندوز آوردم ( یکی بیاد منو بگیره !! )
وحید یارعلی::.رشته ی کامپیوتر ( نرم افزار ) ::. هنرستان ۲۲ بهمن

جنگ افزار ( آمادگی دفاعی ) : منصور ناطقی ! حاصل ضرب پنج فیل در یک زرافه ! مثه همه ی اساتید دفاعی جبهه رفته ، از نزدیک شهید دیده (!!!) ، فکر کنم عراقی هم کشته !!! البته من در این مورد آخری شک دارم ! چون اینجور که من این بنده خدا رو شناختم ، پاش بیفته میگه تو هر عملیات پنج بار شهید شده !! با صدایی بسیار مهیب در حد ماموت ! یک مقدار بی ادب ! سر کلاس به عراقی ها و دشمنان اسلام هر چی میخوای می تونی فحش خوار و مار بدی !!!
ادیب افزار ( ادبیات و زبان فارسی ، جغرافیا و...!!! ) : منصور خلف زاده ! بسیار متشخص ! با ادب ! پاستوریزه ، جینگولولیزه و یه مشت از این حرفا ! عصا قورت داده این هوا ! شق و رق ! اگر عرضش رو ندید بگیریم چیزی از ناطقی کم نداره ! صداش بسیار آرومه ، به طوری که من سر همه ی کلاسهاش کاملا خوابم میبره ! عربه . اما از اون عربهای با ادب !! اگر تونستی کلمه ی بله رو از دهنش بندازی اسمت تو کتاب رکوردهای گینس ثبت میشه !! حتی اگه سوالی بپرسی که جوابش منفی باشه ، به صورت کاملا خودکار ( پیش فرض !!! ) میگه بله !! دست خودش نیست میدونم !! ( با صدای علی اصحابی !)
لهجه افزار ( عربی ) : منصور سواری ! خپل و خیکی به معنای واقعی کلمه ! فیله لامصب !! دارای لهجه غلیظ عربی که اگه سر کلاس بتونی جلوی خنده ات رو بگیری باز رکورد زدی ! یه بار سر کلاس اومد بگه گچ گفت کج !!! من یه دفعه یک استارت زدم زیر خنده ! اینقدر بلند که معلمه برگشت یه نگاه کرد که قلبم نزدیک بود بیفته تو شلوارم !! کلا وقتی میخواد حروف گ ، پ ، چ و ژ رو تلفظ کنه گریه ش میگیره ! آخه از اون عربهای اصیله ! مال ایران نیست ولک ! Made in Iraq بابا ! چی فکر کردی ؟!
خارجکی افزار ( زبان انگلیسی ) : منصور غله ! ( نه دیگه ! خدا وکیلی این اسمش عزیزه !!! ) سنش نا معلومه !! ( یه چیز تو مایه های سال تولد خیام نیشابوری !! ) تا حالا به کانادا ، انگلیس ، آمریکا ، ترکیه ، آفریقا ، قبرس و چند جای دیگه سفر کرده ! اما فقط همون انگلیسی رو بلده ! از پانصدو هشتاد باری که سفرهای خارجه ش رو دو بامبی کوبیده بر فرق سر ما ، شده نام بردن لندن رو از یاد ببره ، اما به قبرس همیشه اشاره میکنه !!! منم یه بار اعصابم خورد شد بهش گفتم آقای غله ! رفتین قبرس ایفل رو هم دیدین ؟!!!
الکتروجینگول افزار ( فیزیک ) : منصور صافی ! من و یوسف رو هم سوار بشیم سر جمع به شبکه ی دنده هاش هم نمی رسیم ! یه چیز تو مایه های برج میلاد ! پنج دقیقه از پایین نگاش کنی آرتروز میگیری ! اصلا مفصل گردن آب میاره ! اگر دوست داری درس نده ، فقط کافیه زیر زبون اینو زمزمه کنی : امکانات آزمایشگاه هنرستان ما !!! آقا میشینه از مدیر مدرسه و مدیر آموزش و پرورش تا وزیر و رییس جمهور و کلا از ابر و باد و مه و غیره و ذلک انتقاد می کنه به چه قشنگی ! بعدش که خوب گرم شد به انتقاد ، اگه تو کلاس جفتک و لگد پرت کنی یا حتی جلوش پشتک وارو بزنی هم نمی تونی سخنرانی ش رو قطع کنی ! ذله مون کرد به خدا ! عید شد ما هنوز فصل دومیم !!!
ریاضت افزار ( ریاضی ) : منصور محسنی ! یه چیز تو مایه های منصور سواری ! لهجه ش رقیق تره ! ولی خب ! باز کرکر خنده ست !! پارسال هم با ما کلاس داشت ! یه بار شخصا یه بوگیر توالت ( قرص نفتالین ) آوردم مدرسه ، گذاشتم زیر صندلیش و جا سازیش کردم تو پایه ی فلزی همونجا ! سه سوت کلاس بویی گرفت که اگه گودزیلا میاوردی مدرسه میخورد زمین !!! کلاس رو تعطیل کردیم اومدیم خونه ! تا دو روز !!! چون میدونستم طرف شیمی خونده و میدونه استنشاق نفتالین مضره این کار رو کردم ! وگرنه من کلا پسر خوب و سر بزیریم !! اصلا هم از این کارها نمی کنم !!
پاکت افزار ( بسته های نرم افزاری ۱و۲ ) : منصور مهدویان ! بسیار جدی ، اما بسیار شوخ !!! یه مقدار بزنم به تخته (!!!) کم داره !! شوخی می کنه ، تا درجه ی سرخ هم می خنده ! بعد یهو جن میزنه به سرش و جدی میشه ! بعد از این که اخم کرد و گفت : کافیه آقا ، اگه به خنده ات ادامه بدی ، باید پدرت رو بیاری مدرسه که بگه برا چی سر کلاس تو خندیدی !! کلا تو کار احضاریه ست ! اگه پدر و مادر طرف رو دق مرگ کرد ، از احضار روح اموات یارو اصلا دریغ نمی کنه ! باز نشد ، مردودت می کنه ! این آخری خداوکیلی بهتره ! یه بار تو کارگاه بودیم ، روی دسک تاپ سیستم من یه آهنگ بود . اجراش که کردم یهو صدای آهنگ از اسپیکر در اومد !!! صداش هم مکس بود ! نزدیک بود شیشه ها منفجر بشن !!! قرار نبود سیستم من اسپیکر داشته باشه ! چون اسپیکر مال سرور بود ! خلاصه تا اخراج رفتم !! خدا رحم کرد !!!
قانون افزار ( مبانی کامپیوتر ) : منصور والی ! خیلی با حاله ! تکیه کلامش اینه : لا مصب ! سال اول تدریسشه ! غیر از همین یه مورد بقیه اساتید سال دیگه بازنشست میشن ! نمی دونه چه جور درس بده ! یکی از بچه های کلاس به نام محسن نمد مالان همیشه کمکش می کنه ! یه بار در اومد گفت لامصب !.... من یهو از دهنم پرید گفتم بیا ! معلممون که بزرگمونه میگه لام بستن !!! که ای کاش نگفته بودم !!!
کوپن افزار ( سیستم عامل ) : منصور بابایی ! ( البته اسم اینم مصطفی ست ! تو کارگاه سر هر سیستمی بری این اسم خودشو به عنوان یوزر گذاشته !! ندید بدید !! ما هم ورمیداریم اسم همه ی یوزرهای میذاریم سگ و گربه !!! ) روی پوشیدن روپوش و دمپایی در کارگاه واقعا حساسه ! یه بار من روپوشم رو همراهم نیاورده بودم و می دونستم که نمی تونم سر کلاس باشم ! ( نکته : بابایی اکثر اوقات پیرهن دیپلمات می پوشه !! ) تو کارگاه گفت : آقای یارعلی ! آدم نا حسابی ! روپوش بپوش !! ( یعنی میخواست مزه بپرونه ! ) گفتم : آقای بابایی ! آدم بودن من به روحم بستگی داره ! نه همین پیرهن راه راه نشان آدمیت !!! اونم که فهمیده بود منظورم خودشه از کلاس انداختم بیرون !! یه بار هم بهش گفتم : آقای بابایی ! شما منو یاد بابابزرگ مرحومم میندازید !!! اونم همیشه تنبون راه راه می پوشید !! ( کلا من زیاد از کلاس اخراج میشم !!! )

بقیه معلما رو نمیشه نوشت ! مطلب طولانی میشه ! همین حالاشم شرمنده که اینقدر طولانی شد !! قصد کشف نوابغ بود فقط !!

خدافسسسسسسس !
وحید

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 11:4 توسط وحید |