تبليغاتX
بهشت زهرا

بهشت زهرا

آماده ی پذیرایی از اموات گرامی شماست

HOMEPAGE

E-MAIL

BLOGSKIN

سلام !
آه ! آنکس که عاشق شود (من ) در عرصه ی عشششششق ( خودتان اینجایش را بی زحمت بکشید ) چه امتحانها که نخواهد داد . آن روز هم که من با یک دنیا خباثت در دل و با وجود سنگ بودن قلبم دل به معشوق خود تسلیم نمودم ، از آسمان سروش آمد که : اوی ی ی ی ی ی وحید ! « فتحتکف » . سپس یک کاغذ به من داد و برفت. این سخن آنقدر در من اثر کرد که سخت گرفتار معشوق گشتم . منتهی الیه خود ندانم که چرا هرچه فکر کردم نتوانستم به معنای آن مهم دست یابم . حقیر همین طور تفکر می کردم ، همانطور به معنی دست نمی یافتم . همین طور زِِرت و فِرت اندیشه ی خود را جر به جر می کردم ( چه بسا خود را ) و همانطور فبها ! حال بگو منظور از آن ندا چه بوده . مقصود آن بوده که وحید جان ، الهی که به قربانت بروم من . الهی جیگر شما را بخورم . عاشق شدن که گتره ای نیست . در این عرصه چون عاشق معشوق بگشتی ، گشتی . چون دیوانه ی معشوق گشتی ، گشتی . چون مست یار گشتی ، تو غِلط می کِنی . مرتیکه چقدر می گردی ؟ سپس برگه را به من داد و خرامان از دید من خارج شد . گفتم از دل برود هر آنکه از دیگه برفت . سروش آمد و قفایی پس گردن ما نواخت که : بگیر بخواب بابا . به برگه ی مذکور که نظر بینداختم ، دیدم با خطی که اگر بر آفتاب می نهادی بندری می رقصید ، بر سر در نوشته بود :
                                                                « آزمون عشق »

با خود بگفتم این آزمون آزمون که می گویند این است ؟ ما فکر می کردیم چه مالی ست حال ! یکی نبود به ما بگوید آبت نبود ؟ نانت نبود ؟ چه مرگت بود این همه فاعل را ول کردی زرتی عاشق شدی ؟
عرض کوتاه کنم . برگه را بخواندیم .

 « ۱ . اولین حرفی که مجنون پس از دیدار با لیلی بر زبان جاری ساخت چه بود ؟
الف ) سلام چطوری ؟!
ب ) .................... ( مجنون در کف جمال لیلی چون خر گیر کرده !!! )
ج ) از عشق تو من مرغم ، باور نداری به درک ! اصلا تو آدمی ؟!!!
د ) شماره بدم ؟!!!

۲ . چرا خسرو بخاطر شیرین کوه را کند ؟
الف ) بخاطر اینکه کارمند ( راه و ترابری ) بوده و میخواستن از وسط کوه جاده رد کنن .
ب ) اصلا اونجا کوهی نبوده و قصد خسرو تلکه کردن بابای شیرین بوده !
ج ) اه ! به من چه ! مگه تقصیر منه ؟!!! ( یکی اینو بگیره بابا ! )
د ) مجید جان ! دلبندم ! اون فرهاد بود که کوه رو کند ! نه خسرو !!!

۳ . چرا لیلی ظرف مجنون رو شکست ؟
الف ) دوست داشت ؟!
ب ) مرض داشت ؟!
ج ) دل درد داشت ؟!
د ) ولم کن بابا ! مگه من دکترم ؟!

۴ . رومئو با چه شلواری توی خونه می گشته ؟
الف ) شلوارک !
ب ) شلوار راه راهی !!
ج ) با شلوار ژولیت ؟؟؟!
د ) بیخیال آقا ! ما تو زندگی مردم دخالت نمی کنیم !

۵ . خوش تیپ ترین عاشق دنیا ؟
الف ) لیلی ؟؟؟!
ب ) اصغر آقا قصاب محله مون با اون سیبیلای از بنا گوش در رفته ش ؟!
ج ) نویسنده ی این مطلب ؟!
د ) هیچ کدام !!!!! ( چه ضایع !! )

۶ . مجنون به چه صورت فوت کرد ؟
الف ) همون موقع که لیلی ظرفشو شکست افتاد دنبال لیلی که بزنتش که پسر عموهای لیلی کشتنش
ب )بعد از این که لیلی بهش جواب رد داد خودشو از ریش های بلندش آویزون کرد !!!
ج ) من تا وکیلمو نبینم صحبت نمی کنم ؟؟؟!
د ) به من چه خب ؟!! اصلا من نازی رو طلاق نمی دم !

۷ . کنایه از عاشق های خفن ؟
الف ) عاشق سینه چاک
ب ) عاشق دکمه تا سینه باز ؟!
ج ) عاشق کفتر باز ؟؟؟!
د ) عاشق پرپر شده با سس قارچ !!؟؟؟؟

۸ . یک عاشق خوب بعد از شکست در عشق چه خاکی باید بریزه سرش ؟
الف ) خاک قلوه سنگ دار !!
ب ) خاک دیگه فایده نداره ! باید خودشو گل بگیره !!
ج ) باید از لج معشوق واقعی ش بره با ۸۰ نفر دیگه دوست بشه !!؟؟؟
د ) باید تا آخر عمر بابای بابای بابای طرف رو بیاره جلو چشمش !؟

۹ . عشق یعنی چه ؟
الف ) علم شوهر قاپیدن ؟!!
ب ) علاقه ی شدید قلوه ای ؟!!
ج ) علاقه ی شدید قهوه ای ؟؟؟؟!
د ) همه ی گزینه ها به استثنای گزینه ی الف ، ب ، ج و د درست است !!!؟؟

۱۰ . شباهت خسرو ، فرهاد ، رومئو ، اتللو و سایر عشاق با نویسنده ی این مطلب در چیست ؟
الف ) همه آدم های بیخود و علافی هستند که باید همشونو از ریشه در آورد !!!؟؟؟
ب ) لطفا قبل از انتخاب هر گزینه به نویسنده ی مطلب رحم کنید !!!
ج ) همشون پسرن !!! آخ من بمیرم که این دخترا چه زود پسرا رو خر می کنند !!!؟؟؟؟
د ) نویسنده حسابش جداست ! دنیا دیگه مثه شو نداره ! ( جانورشناسی ـ انقراض دایناسورها !!!! ) »

برگه را که کامل روئیت کردیم ، نظرمان نوشته ی درهم ورهم زیر برگه را گرفت . این گونه آمده بود :

اگر اکثر گزینه های انتخابی شما گزینه ی الف است : باید بگویم که شما آدمی بس بیخود و بی مصرف هستید و در عاشقی هیچ جا دستتان بند نمی شود ! اصلا هدف تو اینکه عاشق شدی ؟ خجالت بکش ! دِ برو خجالت بکش ! برو سر درس و مشقت جیگول ! برو زاغارت ! مخ پنج ! واشر سر سیلندر ! دِ برو عاشق افراطی ! اِ ! عجب رویی داره ها ؟!! خب برو ! برو بقیه ی مطلب رو بخون تا بیشتر از این بارت نکردم !!!

اگر بیشتر گزینه های انتخابی شما گزینه ی ب هست : واقعا شما فکر میکنید عاشقید ؟!! نه ! خودمونیم ! واقعا فکر می کنی عاشقی ؟! متاسفم ! شما دچار یک نوع بیماری روانی به نام فتیشیسم شدید ! عاشقی رو کلا بیخیال شو که آخرش رسواییه ! اون شیئ رو هم نابود کن ! خجالت بکش !!!

اگر اکثر گزینه های انتخابی شما گزینه ی ج است : عالیه ! شما تک هستید ! خیلی خوبه ! خیلی ! شما تنها عاشقی هستید که می توانید در کنار معشوقتان زندگی رویاییتان را آغاز کنید . شما تنها فردی هستید که فکر می کنه عاشقه و واقعا هم هست !!! شما در راه عشق خودتون رو جر دادید و حالا هم به مقصودتان رسیدید !!! حالا در کمال آسودگی بنشینید و به ریش بقیه ی گزینه ای ها کرکر و هرهر بخندید !!!

اگر بیشتر گزینه های انتخابی شما گزینه ی دهست : بد نیست ! یعنی ... چطور بگم ؟ ... واقعا معذرت میخوام ... نمی خواستم در حق تو اینکار رو بکنم ولی ... من ... من اصلا نمی خواستم اینطور بشه ... ولی باور کن تقصیر خودتم هست ... تو ... تو با این انتخابت منو نا امید کردی ! راستش ... راستش اینه که گزینه ی د یه گزینه ی فرمالیته بود برای اینکه ترکیب مطلبمون درست از آب در بیاد ... و تو ... تو ... تو ... ببین ! من تو رو بخدا قسم ، به دل همه ی عاشقا قسم ، به صافی آینه که مثل دل خودته ، به جون خودت و به جون خودم ... سر کار گذاشتم !!! هه هه هه !!! برو کشکت رو بساب بابا ! تو رو چه به عاشقی ؟! چه به تست ؟!

و ما قید هر چه عاشقیست بزدیم و رفتیم کشکمان را بسابیم !!! ( به استناد گزینه ی د !! )

***
بفرمائید ! این هم از من ! آپ کردم نگید چرا کم پیدام !! ببینید ! همین آزمون ها هستند که فردا پس فردا تو ۱۵۰۰ تا مجله چاپ میشن دیگه ! خواهشا اگه خواستید برای نشریه ای بفرستید ذکر مإخذ یادتون نره ! هم این هم بقیه ی مطالب !

چاکریم ! نوشته شده توسط وحید


 

+ نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 2:40 توسط وحید |